فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
451
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بوديم . اين جزيره به بزرگى كيرينبا نيست اما هوايش بسيار معتدلتر و خنكتر است و مىتوان گفت همچون باغى است كه از سالمترين آبهاى جهان سيراب مىشود . صاحب يا ارباب اين جزيره مردى است كه پدرش پرتغالى و مادرش از اهالى باساى « 302 » هند بوده است چنان كه نيمه بربر و نامش دوارته ويرا « 303 » است . مردى است به تمام معنى خوش مشرب كه ميل دارد او را نجيبزاده بدانند و خويشاوند شخصى پرتغالى است كه با همين نام در پورتو « 304 » زندگانى مىكند . اين مرد محترم شايستگى دارد كه در اينجا ذكر خيرى از او بشود و بسبب آزادگى و جوانمردى بىحد و ادب بسيارش از او همچون مانتور « 305 » ديگرى سخن بگوئيم . اويبو تنها جزيره از اين مجمع الجزاير است كه گذشته از اسكله لنگرگاهى دارد كه كشتيهاى كوچك مىتوانند در آن لنگر بيندازند . بمحض آنكه كشتى ما لنگر انداخت چند كشتى كوچك از كيرينبا به بندر آمدند . آنها كشتى ما را از صبح زود ديده دشمن پنداشته بودند اما همين كه به اشتباه خود پى بردند جوانى پرتغالى و چابك و بسيار مؤدب را به نزد ما فرستادند . سفير از طريق اين شخص اطلاعاتى درباره كشتيهاى گمشدهء پرتغالى بدست آورد . عصر هنگام دوارته ويرا شخصا به ديدار سفير آمد و مقدارى آب خنك و نارنج و آب ليمو و نارگيل و انجير و چند بزغالهء بسيار عالى كه نه در لار و نه در هيچ نقطهء جهان به از آنها پيدا نمىشود برسم هديه براى وى آورد . البته گوشت اين بزغالهها به لطافت گوشت گوسالهاى كه فرداى آن روز فرستاد نمىرسيد . عجب آنكه اين گوسالهها با همه درشتى اندام گوشتشان از گوشت گوسالههائى كه در اسپانيا با شير تغذيه مىشوند لطيفتر بود چنان كه گوشت هيچ حيوان اهلى يا شكارى ديگرى به پاى آن نمىرسيد . اين نيكمرد در اويبو مالك خانهاى زيبا و بزرگ است و فرزندانى برومند دارد و با اينكه افراد خانوادهاش براى دفاع در برابر حملهء
--> ( 302 ) Baca ( 303 ) Duarte Viera ( 304 ) Porto ( 305 ) Mentor : دوست اوليس و مربى تلماك و مظهر مشاور يا ناصحى عاقل . - م .